(یک). التاريخ الکبير - به نقل از عايشه -:آگاهترينِ مردم به سنّت، علي بن ابي طالب عليه السلام است. [1] .
(دو). أنساب الأشراف - به نقل از عايشه -:او از بينِ باقيماندهها، آگاهترينشان به سنّت است. [2] .
(سه). شواهد التنزيل - به نقل از عايشه -:علي عليه السلام آگاهترينِ ياران محمّدصلي الله عليه وآله است بر آنچه که بر محمّدصلي الله عليه وآله نازل شد. [3] .
(چهار). خصائص أمير المؤمنين - به نقل از جميع بن عمير -:همراه مادرم به خانه عايشه رفتيم. از پشت پرده شنيدم که مادرم درباره علي عليه السلام از وي ميپرسد. گفت:از من درباره کسي ميپرسي که من، کسي را که از او و زنش به پيامبر خدا محبوبتر باشد، نميشناسم. [4] .
(پنج). المصنَّف - به نقل از جميع بن عمير -:با مادر و خالهام به خانه عايشه وارد شديم و از وي پرسيديم که علي عليه السلام به نظرش چگونه است. گفت:از من درباره کسي ميپرسيد که در جايي از بدن پيامبر خدا دست گذاشت که هيچ کس نگذاشته بود و روح پيامبرصلي الله عليه وآله از بين دست او گذشت و [ آن گاه] دستش را به صورتش کشيد و پيامبر صلي الله عليه وآله درگذشت. گفته شد:کجا پيامبر صلي الله عليه وآله را دفن کنند؟ علي گفت:«هيچ جايي نزد خدا محبوبتر از زميني نيست که پيامبرش در آن قبض روح شده است». [از اينرو] او را همان جا دفن کرديم». [5] .
(شش). تاريخ دمشق - به نقل از صدقة بن سعيد، از جميع بن عمير که مادر و خاله او وارد خانه عايشه شدند و گفتند:اي مادر! از علي به ما خبر بده -:[عايشه ]گفت:از چه چيزي ميپرسيد؟! از مردي که دستش را در جايي از بدن پيامبر خدا گذاشت که جان پيامبر خدا از دست او گذشت و آن را به صورتش کشيد. در محلّ دفن پيامبرصلي الله عليه وآله، اختلاف کردند. فرمود:«محبوبترين مکان براي خدا، جايي است که در آنجا پيامبر خدا قبض روح شده است».
(هفت). تاريخ بغداد - به نقل از نبيط بن شريط اشجعي -:هنگامي که علي بن ابي طالب عليه السلام از جنگ با نهروانيان فارغ شد، ابو قتاده انصاري با شصت يا هفتاد نفر از انصار برگشتند. نخست به ديدار عايشه رفت.
ابو قتاده ميگويد:وارد خانه عايشه شدم. پرسيد:چه خبر؟ به وي گفتم:هنگامي که حَکميّتخواهان از لشکر امير مؤمنان جدا شدند، با آنان روبهرو شديم و آنان را کشتيم .... عايشه گفت:آنچه که بين من و علي اتّفاق افتاد، مانع از آن نميشود که حق را بگويم. از پيامبر خدا شنيدم که ميفرمود:«امّت من، دو گروه ميشوند و بين آن دو، گروهي [ از دين] جدا ميشوند که سرهايشان را ميتراشند، سبيلهايشان را ميچينند، دامنهايشان تا نيمه ساقشان است، قرآن ميخوانند؛ امّا قرآن از گلويشان تجاوز نميکند، با کسي که محبوبترينشان به من و خداي متعال است، ميجنگند.
(هشت). شرح نهج البلاغة - به نقل از مسروق -:عايشه وقتي که فهميد عليعليه السلام ذو ثُديَه( را کشته است، به وي گفت:خدا عمرو بن عاص را لعنت کند! وي به من نوشت و خبر داد که ذو ثديه را در اسکندريه کشته است. آنچه که در دل دارم، مانع از آن نميشود که چيزي را که از پيامبر خدا شنيدم، نگويم. پيامبر صلي الله عليه وآله فرمود:«او را بهترينِ امّت من پس از من، خواهد کشت». [8] .
(نه). الاستيعاب - به نقل از عايشه، وقتي خبر کشته شدن علي عليه السلام را شنيد -:اکنون عرب، هر چه دلش ميخواهد، انجام بدهد؛ چون کسي نيست که جلوگيري کند. [9] .
-----------------------------------------------------------------
1-التاريخ الكبير/767/228/3.تاريخ دمشقي :408/42.الستيعاب:1875/206/3.
2-النساب الاشراف:365/2.تاریخ دمشقی:408/42.
3-شواهدالتنزیل:40/47/1.
4-خصائص امیرالمومنین:211/112/111.المناقب63/79.
5-المنصف فی الاحادیث والثآر:38/501/7.المامی /طوسی:820/382.
6-تاریخ دمشقی:349/42.مسندابی یعلی:4845/422/4
7-تاریخ بغداد:10/160/1.
8-شرح نهج البلاغه:268/2.نیز-ر.ک:مناقب علی ابن ابی طالب:79/56.کشف الغمه:1/147:
9-الستیعاب:3/1875/218.الریاض النظرة:3/237.
